تبلیغات
♥زندگی با طعم یاد خدا♥ - نامه های کودکان به خدا
♥زندگی با طعم یاد خدا♥

ساده می گویم:خـــ♥ــــدایـا؛دوستت دارم...!

سلام عزیزای دلم.
امروز یه پست خیلی جالب براتون آوردم.
نامه های یه سری کودکان خارجی به خدا!!!
خیلی جالب و قشنگه

امیدوارم شماهم خوشتون بیاد.
پس برای خواندن این نامه ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

(نامه ها کوتاه و خواندنی هستند)


*دبی:دلم می خواهد همه چیز های بد از بین بروند.

*مارتین:خدای مهربان پدرم خسیس است،لطفا کاری کن که چنین نباشد اما اذیتش نکن!


*دونا:خدای مهربان من یک پونی(صدتومان)برایت می فرستم تا آن را به بچه فقیری بدهی.


*پیتر:خدای مهربان اگر یک دستگاه دوریبن برایم بفرستی من هم یک چیز خوب به تو میدهم.


*ریموند:خدای مهربان کیف کوله پشتی ام را دریافت کردم،ازتو ممنونم!


*نیون:خدای مهربان همسایه های آپارتمان کناری همیشه داد و قال راه می اندازند،تو باید به کسانی اجازه ازدواج دهی که دوستان خوبی برای هم باشند!


*الن:خدا جون مهربانم یکی از ابر هایت چنان قیافه گرفت که مرا ترساند،لطفا دیگه این کار رو نکن.

*آنا:خدای مهربان وقتی کسی قدر خوب بودن را نداند،پس خوبی کردن چه فایده دارد؟


*هاریتان:خدای مهربان آیا تو حقیقی هستی؟بعضی ها این را باور ندارند،اگر هستی بهتر است هرچه زودتر یک کاری بکنی.


*هلن:خدای مهربان بسیاری از مردم نام تورا در حرف های بد به کار می برند اما من هیچ وقت این کار را نمی کنم!!


*دنیس:خدای مهربان من کریسمس را دوست دارم چون روز تولد توست،اما بسیاری از مردم آن را به خاطر هدایایش دوست دارند.


*مارتا:خدای مهربان آیا می توان با خوردنی ازدواج کرد؟


*تام: خدایا وقتی تو اولین آدم را درست کردی آیا به خوبی امروز کار میکرد؟


*نیل:آقای خدای عزیز،تو نسبت به کسانی که به تو عقیده ندارند چه احساسی داری؟امیدوارم این را خوب توضیح دهی.


*میشل:خدای مهربان اگر من جای تو بودم نمی توانستم به اندازه تو خوب باشم،پس به خوب بودنت ادامه بده.


*تومی:خدای مهربان من مخیواهم وقتی به تو رسیدم درست مثل تو باشم،قبوله؟


*چارلی:خدای مهربان،چگونه فهمیدی خدا هستی؟

نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن 1392 ساعت 03:47 ب.ظ توسط ƒ@♈ℯღℯh نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت